No To AntiSemitism

نـه بـه یـهـود سـتـیـزی

Address: PO Box 327, Beverly Hills, CA 90210

نازا واقعاً به چه معناست؟ حقیقت درباره خسارات جانبی

این مطلب در The Times of Israel به زبان انگلیسی منتشر شده و با کمک هوش مصنوعی به فارسی ترجمه شده است. این مقاله پاسخی است به اسرائیل‌ستیزان و صهیونیسم‌ستیزان حرفه‌ای ــ که در بسیاری موارد، همان یهودستیزان هستند ــ که از صبح تا شب به انتشار روایت‌های تحریف‌شده و ادعاهای بی‌اساس مشغول‌اند و اخیراً نیز فیلم «نازا» را بهانه‌ای تازه برای گسترش همین روایت‌ها پیدا کرده‌اند.

واقعیت این است که برای قضاوت درباره ادعاهای مطرح‌شده در این فیلم، باید ابتدا واقعیت‌های حرفه‌ای و نظامی مربوط به مفهوم «خسارت جانبی» و فرایندهای ارتش اسرائیل برای حفاظت از غیرنظامیان را شناخت. نویسنده این مقاله، سرهنگ دوم ذخیره ساری زهاوی، خود سال‌ها در ارتش اسرائیل و در حوزه اطلاعات نظامی خدمت کرده و در ایجاد و توسعه بخشی از همین سازوکارها نقش داشته است.

این مقاله را با دقت بخوانید تا ببینید آنچه در تبلیغات فیلم «نازا» به‌عنوان یک «سیستم کشتار» معرفی می‌شود، از دیدگاه یک فردی که خود در طراحی چنین سازوکاری مشارکت داشته، چه معنایی دارد و چگونه می‌توان همان اطلاعات را به شکلی کاملاً متفاوت تفسیر کرد.

به باور من، فیلم‌سازانی که آگاهانه حقیقت را جعل یا تحریف می‌کنند، باید مسئولیت اخلاقی و حرفه‌ای سنگینی در قبال پیامدهای کار خود بپذیرند. اگر کسی عمداً واقعیت را وارونه جلوه دهد و نتیجه آن تحریک نفرت و خشونت علیه یک ملت یا یک کشور باشد، نمی‌توان این موضوع را صرفاً در چارچوب «آزادی بیان» نادیده گرفت.

ای کاش در سال‌های پیش از انقلاب ۱۳۵۷، هنگامی که برخی فیلم‌سازان و رسانه‌های غربی تحت تأثیر تصویرسازی‌های خمینی و طرفدارانش قرار گرفته بودند و روایت‌هایی یک‌جانبه و گاه تحریف‌شده از خشونت‌های حکومت شاه منتشر می‌کردند، لحظه‌ای درباره پیامدهای آینده آن تبلیغات می‌اندیشیدند. تاریخ نشان داد که سقوط حکومت پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی چه فاجعه‌ای برای مردم ایران و سپس برای منطقه و جهان به همراه داشت.

امروز نیز سازندگان «نازا» و همه کسانی که با جعل، تحریف یا ارائه یک‌جانبه واقعیت‌ها افکار عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، باید بدانند که تولید چنین روایت‌هایی بدون مسئولیت نیست. اگر تحریف حقیقت بتواند بر افکار عمومی غلبه کند و جبهه حقیقت را شکست دهد، پیامدهای آن می‌تواند بسیار فراتر از یک فیلم یا یک بحث رسانه‌ای باشد؛ می‌تواند به تصمیم‌های سیاسی و نظامی منجر شود که هزینه آن را انسان‌های بی‌گناه با جان و مال خود می‌پردازند.

تجربه جمهوری اسلامی برای ملت ایران نمونه‌ای روشن از این واقعیت است: چگونه تبلیغات، روایت‌های نادرست و فریب افکار عمومی می‌تواند جامعه‌ای را به مسیری بکشاند که دهه‌ها بعد همچنان هزینه‌های سنگین انسانی، اقتصادی و سیاسی آن پرداخت شود.

به همین دلیل، پیش از آنکه درباره «نازا» قضاوت کنیم، بهتر است واقعیت‌های مطرح‌شده توسط کسانی را بخوانیم که خود در این سیستم حضور داشته‌اند و سپس درباره ادعاهای فیلم، بر اساس شواهد و نه تبلیغات، قضاوت کنیم.

بیژن خلیلی

ترجمه مقاله از نشریه تایمز اسرائیل:

«نازا» واقعاً به چه معناست؟ حقیقت درباره خسارات جانبی

سازندگان فیلم، سامانه ارتش اسرائیل برای محدود کردن تلفات غیرنظامیان را با چیزی بسیار تاریک‌تر اشتباه گرفته‌اند. آنها باید با من صحبت می‌کردند؛ من در ساخت این سامانه نقش داشتم.

۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۳ شب

سازندگان مستند جدید «NAZA» درباره «نازا» ــ که یک سرواژه نظامی عبری از عبارت Nezek Agavi به معنای «خسارت جانبی» است ــ برای کشف حقیقت لازم نبود کار چندان دشواری انجام دهند.

آنها می‌توانستند به‌سادگی با من مصاحبه کنند. من بدون پنهان کردن هویتم، جلوی دوربین، روی پشت‌بام خانه‌ام که در فاصله ۹ کیلومتری (۵.۶ مایلی) لبنان قرار دارد، می‌ایستادم؛ همان جایی که بارها و بارها زیر آتش موشک قرار گرفتیم و واقعیت موجود در میدان را برایشان توضیح می‌دادم.

کمی کمتر از ۲۰ سال پیش، من یکی از بنیان‌گذاران واحدی در ارتش اسرائیل بودم که مسئول هشدار دادن به جمعیت غیرنظامی در آن سوی خطوط دشمن و حفظ جان غیرنظامیان بود.

ما فرایندهایی را طراحی کردیم که مشخص می‌کرد چگونه باید هشدارهای تخلیه صادر شوند و چگونه روند تخلیه مردم پیگیری شود. من شخصاً در تدوین فرایندهای تأیید اهداف و بحث‌های عملیاتی نیز مشارکت داشتم.

اگر با من صحبت می‌کردند، توضیح می‌دادم که نموداری که در ابتدای مطالب تبلیغاتی فیلم نشان داده شده، «نمودار کشتار» نیست؛ بلکه یک نمودار برنامه‌ریزی برای هدفی است که شناسایی شده و مورد استفاده حماس قرار دارد.

هدف این نمودار تعیین این موارد است: آیا اساساً باید به هدف حمله شود یا نه؛ چه کسی در سلسله‌مراتب فرماندهی اختیار تأیید حمله را دارد؛ از چه نوع مهماتی باید استفاده شود؛ و حمله تحت چه شرایطی مجاز است.

برخلاف نحوه‌ای که این موضوع در مطالب تبلیغاتی فیلم ارائه شده، وقتی در فرایند تأیید نوشته می‌شود «Naza 500 – خسارت جانبی برآوردشده: ۵۰۰ نفر»، معنایش این است که باید اقداماتی برای کاهش خسارت جانبی انجام شود.

روش‌های مختلفی برای این کار وجود دارد؛ از جمله صدور هشدار تخلیه، استفاده از مهمات دقیق، یا لغو کامل حمله.

ثبت میزان خسارت جانبی در برگه مربوط به هدف، به معنای قصد کشتن غیرنظامیان یا ارتکاب «نسل‌کشی» نیست؛ بلکه در درجه اول با هدف جلوگیری از کشته شدن غیرنظامیان انجام می‌شود.

دشمنان ما، چه حماس و چه حزب‌الله، عمداً موشک‌ها و مقرهای خود را در قلب مناطق غیرنظامی قرار می‌دهند؛ در تونل‌های زیر بیروت یا در ساختمان‌های مسکونی بلندمرتبه در جنوب لبنان. حماس نیز در غزه همین کار را انجام می‌دهد، در مناطق غیرنظامی فعالیت می‌کند و از کودکان به‌عنوان سپر انسانی استفاده می‌کند.

آنها بر این فرض عمل می‌کنند که اگر اسرائیل بدون هشدار حمله کند، صدها غیرنظامی کشته خواهند شد. این دقیقاً همان چیزی است که آنها می‌خواهند.

اما اسرائیل مسیر دیگری را انتخاب می‌کند: صدها سرباز و افسر در ارتش اسرائیل وجود دارند که وظیفه اصلی‌شان حفاظت از غیرنظامیان در قلمرو دشمن است. آنها از لحظه‌ای که صبح از خواب بیدار می‌شوند، به همین موضوع فکر می‌کنند.

من انتظار داشتم بررسی جدی این موضوع، دیدگاه نیروهای سابق ارتش اسرائیل مانند من و همچنین سربازان و افسران در حال خدمت را نیز دربرگیرد؛ افرادی که با این فرایندها آشنا هستند و می‌توانند معنای تخصصی ارزیابی خسارت جانبی را توضیح دهند.

بر اساس مطالب تبلیغاتی‌ای که من دیده‌ام، این دیدگاه در فیلم وجود ندارد.

در تبلیغ فیلم ادعا می‌شود که ارتش اسرائیل «هرگز تعداد غیرنظامیان کشته‌شده را بررسی نمی‌کند.»

حقیقت این است که بررسی دقیق تعداد تلفات در قلمرو دشمن، آن هم در زمان واقعی، کاری پیچیده و تقریباً غیرممکن است. دقیقاً به همین دلیل است که فرایند ارزیابی خسارت جانبی، عواملی مانند اندازه ساختمان و تعداد تخمینی غیرنظامیانی را که معمولاً در اطراف آن حضور دارند، در نظر می‌گیرد.

ارتش اسرائیل منابع بسیار گسترده‌ای ــ شامل نیروهای اطلاعاتی، کارشناسان حقوقی، نیروهای عملیاتی از نیروی هوایی و زمینی و کارشناسان فناوری ــ سرمایه‌گذاری کرده و همچنان سرمایه‌گذاری می‌کند تا سامانه‌های فرماندهی و کنترلی ایجاد کند که بتوانند با دقت مشخص کنند غیرنظامیان کجا حضور دارند و کجا حضور ندارند.

من شخصاً در دوران خدمتم در فرماندهی شمال و همچنین در دوره خدمت ذخیره، در توسعه این ابزارها مشارکت داشتم.

بر اساس تجربه شخصی‌ام، می‌توانم شهادت بدهم که پشت این تلاش، دنیایی گسترده از اطلاعات و فعالیت‌های اطلاعاتی قرار دارد.

در اداره اطلاعات نظامی، چندین بخش وجود دارند که وظیفه اختصاصی‌شان پیگیری درصد جمعیتی است که پس از صدور هشدارهای ارتش اسرائیل، مناطق روستایی و شهری را تخلیه کرده‌اند.

اگر درصد بالایی از جمعیت پس از دریافت هشدارها منطقه را ترک کرده باشند، ارزیابی خسارت جانبی کاهش می‌یابد و تنها پس از آن است که حمله به زیرساخت تروریستی مجاز می‌شود.

متأسفانه دقیقاً همین تلاش‌های ارتش اسرائیل برای حفظ جان غیرنظامیان در قلمرو دشمن ــ یعنی صدور هشدارهای تخلیه و پیگیری وضعیت تخلیه ــ در رسانه‌های بین‌المللی به‌عنوان «پاکسازی قومی» تفسیر شده است؛ در حالی که رسانه‌ها ابعاد زیرساخت‌های تروریستی کشف‌شده در داخل و زیر روستاهای لبنان و غزه، تقریباً در هر خانه، را نادیده می‌گیرند.

چندین بار خبرنگاران از من پرسیده‌اند چرا مناطق بسیار گسترده‌ای را تخلیه می‌کنیم.

پاسخ من این است: وقتی حماس یا حزب‌الله شبکه‌ای از تونل‌ها را در زیر روستاها حفر کرده‌اند، نابود کردن تونل‌ها بدون آسیب رساندن به ده‌ها خانه‌ای که در بالای آنها قرار دارند، غیرممکن است.

اگر فقط خانه‌ای را که مستقیماً بالای یک بخش از تونل قرار دارد تخلیه کنیم، ممکن است غیرنظامیان داخل خانه‌های اطراف آسیب ببینند.

با وجود تلاش‌های گسترده اطلاعاتی برای اطمینان از اینکه غیرنظامیان در یک هدف حضور ندارند، ما در جهانی زندگی می‌کنیم که میزان عدم قطعیت در آن بسیار بالاست.

اطلاعات همیشه ناقص و ناکافی خواهد بود. موارد ثبت‌شده بسیاری وجود داشته که هیچ اطلاعاتی درباره حضور غیرنظامیان در نزدیکی زیرساخت‌های تروریستی یا تروریست‌ها وجود نداشته، اما غیرنظامیان کشته شده‌اند.

این نتیجه تلخ نمی‌تواند این واقعیت را از بین ببرد که تلاش برای جلوگیری از خسارت جانبی واقعاً انجام می‌شود.

تصمیم‌گیری در میدان نبرد پیچیده است، دوراهی‌ها بسیار بزرگ‌اند و در مه جنگ، گاهی اشتباهاتی رخ می‌دهد.

اما تفاوت میان ما و دشمنانمان بسیار بزرگ است.

حماس و حزب‌الله دارای ایدئولوژی اسلام‌گرای رادیکال هستند و آشکارا اعلام و نشان داده‌اند که هدفشان کشتن غیرنظامیان اسرائیلی است.

در مقابل، ما به‌صراحت اعلام می‌کنیم که قصد کشتن غیرنظامیان در قلمرو دشمن را نداریم. اسرائیل حتی اجازه ورود کمک‌های بشردوستانه به منطقه جنگی را می‌دهد، با وجود خطرات اضافی‌ای که این اقدام برای اهداف عملیاتی ما در مبارزه با تروریسم ایجاد می‌کند.

ما به‌عنوان والدین سربازان، فرزندانمان را با این اصل تربیت می‌کنیم:

غیرنظامیان هدف نیستند.

و همین کودکان بزرگ می‌شوند و به سربازان و افسرانی تبدیل می‌شوند که در ارتش اسرائیل خدمت می‌کنند.

مایه تأسف است که بر اساس مطالب تبلیغاتی منتشرشده تاکنون، این دیدگاه حرفه‌ای و اساسی در فیلم غایب به نظر می‌رسد.

بر اساس اظهارات مقام‌های ارتش اسرائیل که در رسانه‌های اسرائیلی نقل شده است، سازندگان فیلم پیش از انتشار آن، نظر ارتش را جویا نشده‌اند و ارتش اسرائیل ادعاهای مطرح‌شده در فیلم را از طریق رسانه‌ها متوجه شده است.

سخنگوی ارتش اسرائیل بعداً به‌طور علنی درخواست کرد که مستند کامل را مشاهده کند تا بتواند به ادعاهای مطرح‌شده در آن پاسخ دهد.

اگر سازندگان فیلم ــ که هر دو روزنامه‌نگار تحقیقی هستند ــ از ارائه فیلم یا یافته‌های خود به ارتش اسرائیل خودداری کرده باشند، این اقدام با اصول اساسی اخلاق روزنامه‌نگاری مغایرت خواهد داشت.

بدون دانستن اطلاعات بیشتر درباره منابع ناشناس فیلم، نمی‌توان فهمید افرادی که با آنها مصاحبه شده چه نقش‌هایی در این سیستم داشته‌اند و آیا روایت‌های آنها، با فرض اصالتشان، اساساً برای درک زنجیره تأییدها و اقداماتی که پیش از حمله به یک هدف انجام می‌شود، مرتبط هستند یا خیر.

مطالب تبلیغاتی منتشرشده تاکنون، داستان را از زاویه‌ای بسیار محدود ارائه می‌کنند: آنها به منابع ناشناسی تکیه دارند که میزان دخالت، درجه نظامی و میزان شناختشان از فرایند مشخص نیست؛ در حالی که کارشناسانی را که این سیستم‌ها را با یک هدف مشخص ایجاد کردند، کاملاً نادیده می‌گیرند:

حفظ جان انسان‌ها.

چنین کارشناسانی وجود دارند.

من یکی از آنها بودم.

درباره نویسنده

سرهنگ دوم (ذخیره) ساری زهاوی مدیرعامل و بنیان‌گذار Alma است؛ یک سازمان غیرانتفاعی و مرکز مستقل پژوهشی و آموزشی که در زمینه چالش‌های امنیتی اسرائیل در مرز شمالی این کشور تخصص دارد.

ساری زهاوی برای صدها گروه و مجمع، از جمله سناتورها، نمایندگان کنگره و سیاستمداران آمریکایی، روزنامه‌نگاران ارشد و گروه‌های مهمان در اسرائیل و خارج از کشور، سخنرانی و گزارش ارائه کرده است.

او مقالات موضع‌گیری و گزارش‌های متعددی درباره لبنان، سوریه و چالش‌های امنیت ملی اسرائیل تهیه می‌کند.

زهاوی ۱۵ سال در ارتش اسرائیل خدمت کرده و در زمینه اطلاعات نظامی تخصص داشته است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد مطالعات خاورمیانه از دانشگاه بن‌گوریون است.

ساری زهاوی و همسرش یارون، پنج فرزند خود را در منطقه جلیل غربی بزرگ می‌کنند.