اوجگیری یهودستیزی، ۲۵ سال پس از ۱۱ سپتامبر

آیا زمانی که گفتیم «هرگز فراموش نکن» و «هرگز دوباره»، واقعاً منظورمان همین بود؟
نوشتهٔ اندرو ام. کومو
ترجمه و تنظیم;آلبرت بو ته ساز
۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶
با غروب آفتاب در سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر، یهودیان نیویورک مراسم روش هشانا، سال نوی یهودی، را آغاز کردند. همزمانی این دو مناسبت بسیار قابل تأمل بود. «هرگز فراموش نکن» وعدهای بود که پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دادیم. «هرگز دوباره» نیز درس و تعهدی مقدس است که از هولوکاست به نسلهای بعد منتقل شده است.
نسلی از آمریکاییها اکنون به بزرگسالی رسیدهاند که هیچ خاطره شخصی از ۱۱ سپتامبر ندارند. در همین حال، یهودستیزی به سطوح بالاتری رسیده است. در هشت ماه نخست سال جاری، جرایم نفرتمحور تأییدشده در شهر نیویورک نزدیک به ۱۶ درصد افزایش داشته است. یهودیان حدود ۱۰ درصد جمعیت شهر را تشکیل میدهند، اما هدف بیش از نیمی از جرایم نفرتمحور تأییدشده بودهاند؛ یعنی ۲۲۹ مورد از مجموع ۴۲۵ مورد.
بسیاری از یهودیان نیویورک اکنون از خود میپرسند آیا در شهری که خود در ساختن و توسعه آن نقش داشتهاند، امنیت دارند یا نه.
مشکل فقط وجود یهودستیزی نیست؛ بلکه افزایش تمایل به توجیه و نادیده گرفتن آن است. یهودستیزی به بخشی دیگر از منازعات سیاسی تبدیل شده است؛ موضوعی که بسته به گرایش حزبی یا ایدئولوژیک، گاهی زمینهسازی و توجیه میشود و گاهی محکوم میگردد.
انتقاد از دولت اسرائیل، ذاتاً یهودستیزانه نیست. اما زمانی که یهودیان به صورت جمعی مسئول اقدامات دولتی در هزاران کیلومتر دورتر شناخته شوند، دیگر با انتقاد مشروع از دولت اسرائیل روبهرو نیستیم؛ این یهودستیزی است.
رهبری سیاسی یعنی بتوان چنین حقیقتی را به صراحت بیان کرد؛ بهویژه زمانی که گفتن آن از نظر سیاسی دشوار باشد.
در جریان مبارزات انتخاباتی شهرداری نیویورک در سال گذشته، خاورمیانه به یکی از موضوعات اصلی رقابت انتخاباتی تبدیل شد؛ انتخاباتی که در حالت عادی میبایست بیشتر حول محور جرم و جنایت، مسکن، آموزش و خدمات شهری شکل میگرفت.
من محاسبات سیاسی پشت این مسئله را درک میکنم. مقامهای منتخب معمولاً دوست ندارند حقیقتی را به حامیان خود بگویند که آنان تمایلی به شنیدن آن ندارند. اما همچنان چیزی به نام حقیقت و واقعیت وجود دارد.
ایالات متحده با درگیریهایی مرتبط با ایران و بیثباتی در سراسر خاورمیانه مواجه است. این مسئله به این معنا نیست که مسلمانان دشمن هستند؛ اما به این معناست که تروریسم همچنان یک نگرانی جدی است.
یک جامعه جدی و مسئول باید بتواند هر دو واقعیت را همزمان بیان کند:
ما انسانهای بیگناه را شیطانی و دشمن نمیکنیم، اما تهدیدهای واقعی را نیز صرفاً به این دلیل که پذیرش آنها از نظر سیاسی ناخوشایند است، انکار نمیکنیم.
در ماه مارس، دادستانهای فدرال دو فرد را که گفته میشود از حامیان داعش بودهاند، به تلاش برای منفجر کردن مواد منفجره در جریان اعتراضات مقابل عمارت گریسی متهم کردند. بر اساس ادعای دادستانی، متهمان قصد داشتند تلفات گستردهای ایجاد کنند. خوشبختانه مواد منفجره عمل نکردند و نیروهای انتظامی بهسرعت وارد عمل شدند.
گزارشها حاکی است که پلیس نیویورک همزمان با سالگرد ۱۱ سپتامبر و اعیاد مهم یهودیان، تدابیر امنیتی را افزایش داده است؛ از جمله استقرار نیروهای بیشتر ضدتروریسم و حفاظت از مراکز و مؤسسات یهودی.
اما نباید از ترس واکنش سیاسی، از صحبت کردن درباره واقعیتها هراس داشته باشیم.
درس ۱۱ سپتامبر این نبود که در ترس زندگی کنیم؛ درس آن این بود که هوشیار بمانیم.
درس هولوکاست نیز صرفاً سوگواری برای قربانیان نبود؛ بلکه این بود که نشانههای هشداردهنده را بشناسیم و اجازه ندهیم جامعه نسبت به آنها بیتفاوت شود.
یهودستیزی هرگز بهطور کامل ریشهکن نشد. این پدیده مانند ویروسی در بدن سیاسی جامعه است. ممکن است برای مدتی خاموش و پنهان باقی بماند؛ اما هنگامی که دفاع و مقاومت جامعه ضعیف شود، دوباره بازمیگردد.
تروریسم نیز تا حد زیادی همین ویژگی را دارد.
ما درست میگفتیم:
«هرگز دوباره» و «هرگز فراموش نکن.»
آقای کومو از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ فرماندار ایالت نیویورک بود و در سال ۲۰۲۵ نامزد شهرداری شهر نیویورک شد.