No To AntiSemitism

نـه بـه یـهـود سـتـیـزی

Address: PO Box 327, Beverly Hills, CA 90210

وقتی سخنان جعلی هیتلر سند یهودستیزی می‌شودنگاهی به مقاله «جهانخواران بی‌وطن» و تحریف خطرناک تاریخ

بیژن خلیلی؛ عضو هیات‌مدیره و یکی از بنیان‌گذاران سازمان «نه به یهودستیزی» و سردبیر نشریه «ایرانشهر»

پیش از دعوت شما به خواندن  این مقاله لازم است یادآوری کنم که روزنامه جمهوری اسلامی این متن یهودستیزانه را درست در آستانه سالگرد فاجعه هفتم اکتبر منتشر کرده است؛ اقدامی که بار دیگر دشمنی آشکار حکومت جمهوری اسلامی را با یهودیان و موجودیت اسرائیل به نمایش می‌گذارد.

وقتی سخنان جعلی هیتلر سند یهودستیزی می‌شود

*نگاهی به مقاله «جهانخواران بی‌وطن» و تحریف خطرناک تاریخ

بیژن خلیلی؛ عضو هیات‌مدیره و یکی از بنیان‌گذاران سازمان «نه به یهودستیزی» و سردبیر نشریه «ایرانشهر»

گاهی برای شناخت ماهیت یک نوشته لازم نیست تمام استدلال‌های آن را بررسی کنیم؛ کافی است ببینیم نویسنده برای اثبات ادعای خود به چه سندی متوسل شده است. مقاله‌ای با عنوان «جهانخواران بی‌وطن» در نشریه جمهوری اسلامی به تاریخ سه‌شنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵، برابر با ششم اکتبر ۲۰۲۶، نمونه‌ای قابل تأمل از همین مسئله است؛ نوشته‌ای که با نقل سخنانی بسیار تکان‌دهنده از آدولف هیتلر آغاز می‌شود و سپس می‌کوشد با وقایع امروز خاورمیانه ثابت کند که هیتلر درباره یهودیان درست می‌گفته است.

مشکل نخست و اساسی اینجاست: نقل‌قولی که اساس مقاله بر آن بنا شده، به این صورت در منابع معتبر تاریخی قابل یافتن نیست.

در این نوشته ادعا شده است که هیتلر در سال ۱۹۴۱ گفته بود یهودیان «انسان‌های حیوان‌صفت و شیطان» هستند، «هیچ وطنی ندارند»، مردم را به جنگ وامی‌دارند، قصد «از بین بردن دنیا و تصاحب آن» را دارند و او به همین دلیل دستور داده است همه آنان قتل‌عام شوند و فقط تعداد اندکی زنده بمانند تا آیندگان درباره آنان قضاوت کنند.

اگر چنین سخنرانی مهمی واقعاً وجود داشته باشد، باید بتوان تاریخ، محل سخنرانی و متن اصلی آلمانی آن را ارائه کرد. سخنرانی‌های هیتلر، اسناد حزب نازی، مدارک دادگاه نورنبرگ و بسیاری از اسناد مربوط به هولوکاست به‌طور گسترده حفظ و آرشیو شده‌اند. با این حال، برای این مجموعه جملات منسوب به هیتلر سند معتبر تاریخی در دست نیست.

این البته به معنای آن نیست که هیتلر یهودستیز نبود یا خواهان نابودی یهودیان نشد. درست برعکس؛ برای اثبات جنایت و یهودستیزی هیتلر نیازی به ساختن یک جمله هم وجود ندارد.

هیتلر در سخنرانی معروف خود در رایشتاگ در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۹، یهودیان را مسئول وقوع احتمالی یک جنگ جهانی معرفی کرد ــ با این یادآوری که خود او حدود ۹ ماه بعد، با حمله به لهستان، جنگ جهانی دوم را شعله‌ور کرد، نه یهودیان ــ و تهدید کرد که نتیجه چنین جنگی «نابودی نژاد یهود در اروپا» خواهد بود. او بعدها نیز بارها به این به‌اصطلاح «پیشگویی» خود بازگشت. دستگاه تبلیغاتی نازی نیز یهودیان را موجوداتی بیگانه، توطئه‌گر و خطری برای ملت‌های جهان معرفی می‌کرد.

بنابراین آنچه در «جهانخواران بی‌وطن» می‌بینیم، اگرچه با ادبیات واقعی تبلیغات نازی شباهت فراوان دارد، نباید بدون ارائه سند تاریخی داخل گیومه گذاشته و به هیتلر نسبت داده شود. اما مسئله حتی مهم‌تر از یک نقل‌قول جعلی است.

از نقد اسرائیل تا دفاع از هیتلر

نویسنده پس از نقل این سخنان منسوب به هیتلر می‌نویسد که «شناخت هیتلر از یهودیان» درست بوده و وقایع امروز گفته‌های او را «صد درصد تأیید می‌کند».

در اینجا دیگر با نقد سیاست دولت اسرائیل روبه‌رو نیستیم. می‌توان عملکرد دولت اسرائیل را نقد کرد. می‌توان با بنیامین نتانیاهو مخالف بود. می‌توان درباره عملیات نظامی و دفاعی اسرائیل در غزه و جنگ با تروریست‌های حماس و جهاد اسلامی پرسش‌های بسیار جدی مطرح کرد. اما چگونه از عملکرد یک دولت می‌توان نتیجه گرفت که هیتلر درباره یهودیان درست می‌گفته است؟

اگر دولتی مرتکب خطا یا حتی جنایت شود، آیا می‌توان آن را به ذات یک قوم یا مذهب نسبت داد؟ آیا جنایات جمهوری اسلامی را می‌توان به «ذات ایرانیان» نسبت داد؟ آیا جنایات داعش را می‌توان دلیل شرور بودن همه مسلمانان دانست؟ آیا جنایات آلمان نازی نشان می‌دهد تمام آلمانی‌ها ذاتاً جنایتکارند؟

پاسخ روشن است: خیر. همین اصل باید درباره یهودیان نیز رعایت شود.

آیا یهودیان «بی‌وطن» بودند؟

یکی دیگر از ادعاهای حیرت‌آور مقاله این است که یهودیان چون ملت‌های مختلف را «اذیت و آزار» می‌کردند، هیچ‌گاه نتوانستند وطنی داشته باشند.

این ادعا تاریخ را وارونه می‌کند. یهودیان طی قرن‌ها در بسیاری از نقاط اروپا زندگی کردند و در همان جوامع متولد شدند، اما بارها قربانی تبعیض، اخراج، مصادره اموال و خشونت شدند.

در سال میلادی ۱۲۹۰ یهودیان از انگلستان اخراج شدند. در سال ۱۳۹۴ اخراج یهودیان از فرانسه صورت گرفت. در سال ۱۴۹۲ فرمان اخراج یهودیان از اسپانیا صادر شد. در اروپای شرقی نیز پوگروم‌ها و خشونت‌های ضدیهودی هزاران انسان را قربانی و بسیاری را مجبور به مهاجرت کرد.

آیا قربانیِ اخراج را باید به خاطر اینکه «وطن ندارد» سرزنش کرد؟

این دقیقاً یکی از تناقض‌های تاریخی یهودستیزی است: ابتدا مردمی را از سرزمین‌هایشان اخراج می‌کنند و سپس همان آوارگی را دلیلی برای متهم کردن آنان به «بی‌وطنی» قرار می‌دهند.

«تسلط بر جهان»؛ یک افسانه قدیمی

مقاله سپس پا را فراتر می‌گذارد و مدعی می‌شود یهودیان در پی «تصاحب دنیا» هستند و هیتلر نیز این حقیقت را شناخته بود.

این ادعا تازه نیست. اتهام وجود یک توطئه جهانی یهودی برای کنترل دولت‌ها، بانک‌ها، مطبوعات و جهان یکی از مشهورترین مضامین تبلیغات یهودستیزانه در دو قرن اخیر بوده است.

مشهورترین نمونه آن کتاب جعلی «پروتکل‌های بزرگان صهیون» است ــ کتابی که بارها توسط دولت جمهوری اسلامی اجازه چاپ گرفته است و در مقابل، هرگز به هیچ نویسنده یا ناشری اجازه داده نشده است پاسخ جعلیات این کتاب را بدهد ــ؛ متنی که مدعی وجود نقشه مخفی یهودیان برای تسلط بر جهان بود و با وجود افشای جعلی بودن آن، به یکی از ابزارهای مهم تبلیغات یهودستیزانه تبدیل شد و نازی‌ها نیز از همین تصور بهره بردند.

و اینک روزنامه جمهوری اسلامی همان نظریه را با واژگانی دیگر تکرار می‌کند؛ بنابراین نمی‌توان آن را یک تحلیل سیاسی تازه معرفی کرد.

آیا اروپا اسرائیل را ساخت تا از شر یهودیان خلاص شود؟

مقاله ادعای دیگری نیز مطرح می‌کند: اروپا و آمریکا اسرائیل را ایجاد کردند تا خود را از شر یهودیان خلاص کنند.

صهیونیسم سیاسی، براساس صهیونیسم تاریخی که قدمتی هزاران‌ساله داشت، در اواخر قرن نوزدهم، دهه‌ها پیش از هولوکاست، شکل گرفته بود. مهاجرت یهودیان به سرزمین آبا و اجدادی خود نیز پیش از جنگ جهانی دوم جریان داشت. اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ صادر شد و مناقشه میان جنبش‌های ملی یهودی و عرب در دوران قیمومت بریتانیا، سال‌ها پیش از تأسیس اسرائیل وجود داشت.

هولوکاست بدون تردید مسئله ایجاد یک کشور یهودی را به شکلی بسیار فوری‌تر در برابر جهان قرار داد، اما تقلیل تمام این تاریخ به این ادعا که «اروپا می‌خواست یهودیان را از سر خود باز کند»، تاریخ‌نگاری نیست؛ شعار سیاسی است.

غزه؛ واقعیتی که نیازی به نفرت قومی ندارد

تلفات انسانی و ویرانی گسترده غزه واقعیت‌هایی هستند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. اما مسئول این تلفات و این ویرانی مگر نه این است که تروریست‌های حماس و جهاد اسلامی بودند که با حمایت مالی و سیاسی قطر، ترکیه و حکومت اسلامی، فاجعه هفتم اکتبر را آفریدند و ۲۵۱ نفر بی‌گناه را گروگان گرفتند؟

دولت اسرائیل درخواست روشنی از تروریست‌ها داشت: عاملان و آمران را تحویل دهید، گروگان‌ها را آزاد کنید و برای اینکه این فاجعه تکرار نشود، تروریست‌ها باید خلع سلاح شوند. اما تروریست‌ها به جای پذیرش این درخواست‌ها، خود و حزب‌الله لبنان به موشک‌پرانی به خاک اسرائیل ادامه دادند. بنابراین اسرائیل بالاجبار برای تحقق سه خواسته خود به تروریست‌ها اعلان جنگ داد و طبیعی است که با توجه به اینکه تروریست‌های حماس در منازل، مدارس، مساجد و بیمارستان‌ها سنگر گرفته بودند، به افراد غیرنظامی نیز صدمه وارد شده است.

اما حتی اگر کسی شدیدترین قضاوت ممکن را درباره عملکرد دولت اسرائیل داشته باشد، چگونه این امر می‌تواند ثابت کند که میلیون‌ها یهودی ساکن آمریکا، اروپا، ایران، اسرائیل و سایر نقاط جهان دارای «ذات حیوانی» هستند یا قصد تسلط بر جهان را دارند؟

یهودی بودن یک هویت قومی و مذهبی است؛ اسرائیل یک کشور است؛ صهیونیسم یک جنبش سیاسی و تاریخی با گرایش‌های مختلف است؛ دولت نتانیاهو یک دولت مشخص با سیاست‌های مشخص است. یکی دانستن همه این مفاهیم نخستین خطای چنین نوشته‌ای است.

خطرناک‌ترین جمله مقاله

شاید خطرناک‌ترین بخش «جهانخواران بی‌وطن» آنجایی باشد که نویسنده پس از ستایش «شناخت هیتلر از یهودیان» خواستار تشدید نفرت موجود در میان ملت‌ها می‌شود.

اینجا باید پرسید: تشدید نفرت علیه چه کسی؟

علیه نتانیاهو؟ علیه دولت اسرائیل؟ علیه یک حزب سیاسی؟ یا علیه یهودیان؟

متن پاسخ را روشن کرده است؛ زیرا از ابتدا تا انتها مرتباً از واژه «یهودیان» استفاده می‌کند و صفاتی را به یک قوم نسبت می‌دهد که دستگاه تبلیغاتی نازی نیز از آنها استفاده می‌کرد.

تاریخ نشان داده است که تبدیل انسان‌ها به یک «قوم خطرناک» و سپس دعوت جامعه به افزایش نفرت علیه آنان چگونه آغاز می‌شود و به کجا می‌تواند برسد، چون همه می‌دانیم هولوکاست با اتاق‌های گاز آغاز نشد.

پیش از اردوگاه‌های مرگ، سال‌ها تبلیغات وجود داشت. یهودیان به‌عنوان عامل فساد، جنگ، سرمایه‌داری، کمونیسم، شکست آلمان و توطئه جهانی معرفی شدند. آنان را بیگانه‌ای در میان ملت‌ها نشان دادند و به مردم آموختند که مشکل جامعه را نه در سیاست‌ها و حکومت‌ها، بلکه در وجود یک گروه انسانی جست‌وجو کنند.

وقتی این مرز شکسته شود، انسان دیگر فرد نیست؛ عضو یک «قوم متهم» است.

نقد دولت اسرائیل ــ به شرطی که مانند دیگر دولت‌ها با آن مواجه شویم ــ حق است؛ نفرت از یهودیان نه

من معتقدم هر دولتی، از جمله دولت اسرائیل، باید پاسخگوی عملکرد خود باشد. حمایت از اسرائیل نیز نباید به معنای چشم بستن بر خطاهای آن باشد.

اما درست به همان اندازه باید در برابر کسانی ایستاد که از وقایع غزه، که توسط تروریست‌ها رقم خورد، به‌عنوان وسیله‌ای برای احیای ادبیات یهودستیزانه استفاده می‌کنند.

باید از فلسطینیان در برابر حماس و جهاد اسلامی و دیگر نهادهای تروریستی دفاع کرد، بدون آنکه به اسرائیل تهمت وارد آورد و سپس از هیتلر شاهد آورد. می‌توان دولت اسرائیل را نقد کرد بدون آنکه یهودیان را «حیوان‌صفت» نامید. می‌توان خواستار رعایت حقوق غیرنظامیان شد بدون آنکه نظریه «تسلط یهودیان بر جهان» را زنده کرد. و می‌توان با سیاست‌های نتانیاهو مخالف بود بدون آنکه نتیجه گرفت هیتلر درباره یهودیان درست می‌گفت.

در حقیقت، اگر استدلالی برای اثبات حقانیت خود ناچار باشد به «شناخت درست هیتلر از یهودیان» متوسل شود، شاید مشکل پیش از آنکه در یهودیان باشد، در خود آن استدلال است.

سخن آخر

نقد سیاسی باید بر حقیقت استوار باشد، به‌ویژه هنگامی که درباره جنگ، مرگ و رنج انسان‌ها سخن می‌گوییم.

نقل‌قول جعلی یا بی‌سند از هیتلر، وارونه کردن تاریخ آزار یهودیان در اروپا و تعمیم عملکرد یک دولت به میلیون‌ها انسان، حقیقت را روشن نمی‌کند؛ آن را قربانی نفرت می‌کند.

من به‌عنوان یک ایرانی یهودی می‌توانم درباره هر دولت، از جمله دولت اسرائیل، پرسش و انتقاد داشته باشم. اما هنگامی که نوشته‌ای به من می‌گوید هیتلر قوم مرا درست شناخته بود، دیگر سخن از نقد یک دولت نیست.

اینجا سخن از همان اندیشه‌ای است که روزگاری انسان‌ها را نه به سبب اعمالشان، بلکه به سبب تولدشان محکوم کرد.

هشتاد سال پس از هولوکاست، شاید ساده‌ترین درسی که باید آموخته باشیم همین باشد:

هیچ ملتی را نمی‌توان به جرم اعمال یک دولت محکوم کرد؛ هیچ قومی ذاتاً جنایتکار نیست؛ و هیچ نفرتی با جعل تاریخ به حقیقت تبدیل نمی‌شود

https://jepress.ir/13468/1/16131